درس خواندن با بچه داری، دردسرهای شیرین!

سوال
من یک پسر ۹ ساله دارم و یکی هم باردارم خودم دانشجو هستم برای کارشناسی ناپیوسته و همسرم لیسانس و کارمند بانک . در دوره کاردانی به خاطر علاقه و پشتکارم هر ترم نفر اول شدم و همین باعث حمایت کامل همسرم از تحصیل من بود اما حالابرای کارشناسی قبول شدم و ترم ۲گرافیک هستم و ۵ماهه باردارم انگیزه ام برای شروع درس خواندن غیر از علاقه مندی ، به خاطر آینده پسرم و کسب درآمد ورسیدن به درجه استادی در دانشگاه بود که حداقل تا ارشد باید بخوانم و حالا به خاطر اصرار همسر و پسرم باردار شدم وهر چه بیشتر میگذرد انگیزه ام را برای درس بیشتر از دست می دهم ،خسته شدم ،از تربیت یک بچه دیگه توی این شرایط اجتماعی واهمه دارم با توجه به اینکه مادر م هم در همدان نیست تا از او برای نگهداری فرزند دوم کمک بگیرم وبا توجه به هزینه زیاد دانشگاه واینکه امکان سپردن به مهد را به خاطر شرایط مالی باید فراموش کنم کلافه هستم نمی توانم تصمیم بگیرم از یک سو به درسم علاقه دارم از سوی دیگر شرایط برایم سختتر میشود در ضمن همسرم وسواس دارد به نجاستها مدام فکرش در گیر است از قرصهای فلوکسیتین هم استفاده میکند اما خیلی فرق چندانی نکرده . بعد از به دنیا آمدن پسرم این وسواسی او بسیار شدت گرفت تا جایی که باعث شده بود من اضطراب و افسردگی بگیرم داروهایی هم به تجویز دکتر مصرف کردم اما انقدر خواب آور بود که مشکل تازه ای برایم بوجود آورد . وقتی پسرم کوچک بود وسواسی همسرم ،اینکه بچه مانع شده بود بتوانم باز نقاشی بکشم ،گریه های مداوم او به خاطر چسبندگی محل ادراش ودرد او ،همچنین از ۴ماهگی تا ۱ سالگی تمام دندانهایش را درآورد و ناراحتیهای او از این مسایل باعث گریه های دایمی او بود که تا سالهای بعد هم همین کار که برایش عادت شده بود ووسیله ای برای رسیدن به هدفش ادامه پیدا کرد انقدر خسته بودم که وقتی گریه های او از ۳ ساعت بیشتر میشد او را کتک میزدم که باعث عذاب وجدان الانم هست بچه هم مشکل پیدا کرده بود طوری عصبی میشد و موهای مرا میکند که در دستش پر از مو میشد یاانچنان گاز میگرفت که دستم کبود میشد فقط هم با من اینطور بود و حرصش را خالی میکرد . وسواسی همسرم هم که این حالات عصبی هردوی مارا بیشتر میکرد خصوصا زمانی که بچه را داشتم از ادرار کردن میگرفتم انقدر از دست او خسته بودم که چند بار با تمام علاقه ای که به او داشتم تصمیم به طلاق گرفتم که با وساطت دیگران دوباره برگشتم او مدتی بهتر میشد وبه قولی گیر نمیداد اما دوباره شروع می کردسال گذشته هم دوباره همین برنامه طلاق را تکرار کردم اما باز هم مثل قبل شد الان که بعد از ۱ سال ونیم که تصمیم به بچه دار شدن کرفتیم و نمیشد حامله هستم از او خواهش کردم شرط گذاشتم دست از وسواسی بردارد اما هرچه میگذرد میبینم فرقی نکرده و اطمینان دارم با به دنیا آمدن بچه بیشتر میشود و همه ناراحتیهای من دوباره شروع میشود فقط من احمق بودم که به حرف او گوش کردم وگذاشتم حامله شوم . من همیشه بچه ها را دوست داشتم اما نمیخوام ناشکری کنم اما از آمدن این بچه نگرانم ،میترسم،علاقه ای ندارم و احساس میکنم مانع پیشرفت و آرامشم میشود احساس میکنم دوستش ندارم و برای او متاسفم که من نمیتوانم مادر خوب و دلسوزی برایش باشم و ظلمی است که به هر دو فرزندم کردم که مثل بعضی مادرای دیگر نمیتوانم با تمام وجود و عاشقانه به آنها برسم و زندگیم را وقف آنها کنم بچه اولم که درشکمم بود عاشقانه دوستش داشتم با او حرف میزدم وبرای آمدنش لحظه شماری میکردم فکرهای قشنگی برای تربیت ،گردش وتفریح او و آموزش ورفاقت با او داشتم اما همه برعکس شد . حالا همه این فکرها و خاطرات بد در ذهنم است ونگرانیم را روز به روز بیشتر میکند و تصمیم گرفتم دانشگاه را رها کنم چون به نظرم کار بیهوده و بی وقی است و دیگه فایده ای ندارد هر چند میدانم بعدا به شدت پشیمان میشوم اما حداقل یک دغدغه از ذهنم کم میشود .حالا با این تفاسیر شما مرا برای دوباره مادر شدنم راهنمایی کنید که همه چیز دوباره تکرار نشود .

جواب
با سلام
دوست گلم بعضی وقتا در زندگی آدمها به چند موضوع علاقه و نیاز دارند. اما باید یاد بگیرن که رسیدگی به موضوع های مختلف رو اولویت بندی کنند. موضوع بچه دار شدن و ادامه تحصیلات از این قراره. هردو این مسائل از اهمیت خاصی برخورداره. اما باید باتوجه به شرایط زندگی اولویت رو به یکی از اونها داد. منظور من این نیست که ترک تحصیل کنید. بلکه می تونید از مرخصی هاتون استفاده کنید تا فرزند به دنیا بیاد و مقداری از آب و گل دربیاد. و درصورتی که چنین امکانی رو ندارید خب مسلماً تربیت کودک از ادامه تحصیلات در شرایط فعلی مهم تره. اما این دلیل بر این نیست که برای همیشه با تحصیلات خداحافظی کنید. شما باید علل اضطراب و تحریک پذیری خودت رو بدونی و سعی کنید تا منطقی با آن کنار بیایید. وسواس همسر شما باید تحت نظر روانپزشک توسط دارو درمانی (پزشک ایشان رو عوض کنید) درمان بشه. ضمن آنکه درمورد این بیماری اغلب به رفتار درمانی توسط روانشناس بالینی نیز نیاز است. اگر کودک اول شما کودکی دشوار و همراه با مسائل متعدد پزشکی بوده دلیلی نداره که کودک دوم هم همین منوال رو پیاده کنه. تفاوت های فردی رو نادیده نگیرید. گاه حالات دو فرزند می تونه بسیار باهم متفاوت باشه. به شرط آنکه آرامش خود را در دوران بارداری حفظ کنید و به آرامش و شادی فکر کنید. چراکه هم برای روحیه شما، فرزندتان و حتی همسرتان لازم و ضروری است. افراد وسواسی در شرایط بحرانی و استرس زا وخامت بیشتری پیدا می کنند. پس جوی آرام را فراهم کنید و به خوشبختی خود و خانواده بیاندیشید. هیچ کسی ضمانت نکرده که تحصیلات لزوماً خوشبختی میاره. بلکه حتی آدمهای بیسواد و یا پروفسور هم وقتی خوشبختند که برای بهترین شدن در زمان حال تلاش کنند. آینده نامعلومه. بنابراین حال رو ارتقاء بدین. کتاب ریحانه بهشتی رو بخونید و دستوراتش رو برای فرزندی سالم و صالح عمل کنید.

منبع : niniha

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 9 =

در خبرنامه مقالات ما عضو شوید

مارا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید